دوشنبه, ۵ آبان , ۱۳۹۹ 10 ربيع أول 1442 Monday, 26 October , 2020 ساعت تعداد کل نوشته ها : 80 تعداد دیدگاهها : 0×
جلسه دوم؛ ایمان (۲) + صوت + فیش

این چه جور ایمانی است؟

۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۱:۱۷
پ
پ
دریافت صوت

بخوانید: چرا این کتاب مهم است؟

فیش‌های جلسه دوم سلسله جلسات استاد سید علی حسینی خامنه‌ای، مشهد مقدس – مسجد امام حسن مجتبی علیه‎‌السلام، رمضان المبارک ۱۳۵۳ شمسی:

  • یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْأَنْفَالِ. انفال یعنی ثروت‌هایی که به عموم مسلمانان متعلق است. قرآن می‌فرماید انفال برای خدا و رسولش است. یعنی برای یک عده معینی از بندگان خدا نیست
  • آنچه که مال خداست در حقیقت مال بندگان خداست و باید در راه مصالحی که خدای متعال معین کرده است صرف و خرج شود.
  • قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ یعنی چه؟ مگر رسول قطبی در مقابل خداست!؟ نه! ولی مال خدا را هر کس ممکن است به خود حق بدهد که در آن تصرف کند!
  • لازم است یک مرکزیتی باشد، یک دست قدرتمندی باشد که نماینده خدا و قیم امور مردم محسوب شود! او کیست!؟ او رسول است. رسول در اینجا به عنوان رسالت و نبوت مطرح نیست، به عنوان حکومت الهی مطرح است. یعنی وقتی‌که رسول از دنیا رفت امام همه کاره‌ی انفال است؛ امام یعنی حاکم الهی.
  • مواردی که برای انفال ذکر شده اگر چه مال همگان است بالاخره باید در اختیار یک قدرتمند الهی که همان حاکم اسلامی است، باشد. او کیست؟ در زمان وجود پیغمبر رسول الله، پس از او امام معصوم، اگر امام معصوم نباشد، امام عادل الهی. کسی که زمام حکومت اسلامی باید در دست او باشد؛ او مسلط به امر انفال است.
  • بعد از آن می‌گوید اگر مؤمن هستید این سه کار را پیشه کنید. از خدا پروا کنید. اختلافات را از میان خود بردارید. بر سر چیزهای جزئی به جان هم نیافتید. بهانه برای به جان یکدیگر افتادن نجویید. و آخری که شامل همه کارهای نیک است؛ اطاعت کنید خدا را و رسولش را.
  • مسأله ایمان به همین خلاصه نمی‌شود که فقط در قلب این گرایش را داشته باشد. وقتی ایمان به صورت راستین در کسی وجود دارد که بر طبق آن ایمان عمل کند.
  • وقتی کسی می‌تواند بگوید من به خدا مومن و معتقدم که زندگی او و متن واقعیت وجود او با کسی که منکر خداست تفاوتی داشته باشد. هر دو ظلم می کنند. هر دو در مادیات تا خرخره غرق شدند. هر دو برای این چند صباح زندگی، چند روز دیگر بیشتر نفس زدن و دو لقمه ای خوردن و فضا را متعفّن کردن، برای دو صباح بیشتر راحت زیستن، حاضرند همه‌ی فضیلت‌ها را زیر پا بگذارند. منتها این یکی صاف می‌گوید من به خدا معتقد نیستم، آن دیگری مدعی است که به خدا معتقد است. این چه جور ایمانی است؟
  • مومن راستین کسی است که این پنج صفت در او باشد. چون یاد خدا شد به بیم آید دلهاشان. ترسیدن از خدا به چه معناست؟ آیا ترسیدن یک گناهکار در مقابل قاضی است؟ نه. یک نوع ترس است که ناشی از معرفت است. انسان در مقابل حقیقت‌های باشکوه قهراً احساس وحشت و حیرت می‌کند. این وحشت و بیمناکی ناشی از احساس عظمت او و احساس حقارت در مقابل اوست.
  • آن کسی که در مقابل پروردگار، خود را کوچک و ناقص و حقیر می‌بیند و خدا را به تمام شئون امور خویش مسلط و مهیمن و مسیطر مشاهده می کند؛ این چنین انسانی سعی می‌کند جز از آن خطِ سیر مستقیمی که خدای عالم برای او معین کرده، از راه دیگری سیر نکند، حرکت نکند. این بزرگ‌ترین ضامن اجرایی عمل و حرکت و تلاش است در یک انسان مسلمان و در یک جامعه‌ی مُسلِم.
  • چقدر ناآگاه است آن کسی که خیال می‌کند آن گریه و ناله و اشک امام برای آموزش دادن است! یعنی تصنعی گریه کردند تا تو و من یاد بگیریم!؟ اشتباه است! واقعاً اشک ریختند! چرا اشک ریختند برای خاطر اینکه معرفت‌شان نسبت به خدا بیشتر است.
  • نشانه دیگر مومن این است که وقتی آیات خدا بر آنان خوانده می‌شود یا می‌خوانند، ایمان‌شان افزون می‌گردد. مانند بذری در دل و روح او رشد می‌کند.
  • ایمان به صورت یک آب راکد در وجود مومن معنا ندارد! آن کسانی که یک کلمه‌ای را در کودکی فراگرفتند و بر اثر شک دوران بلوغ آن کلمه از آن صلابت و از آن عظمت از روح آن‌ها افتاد و کوچک شد، یک نیمه ایمانی، نیمه حقیقتی در روحشان باقی ماند، آن هم بر اساس پیشامدهای گوناگون کاسته شد، چنین ایمانی یک روزی از انسان به آسانی گرفته می‌شود! ایمان عاریت و مستودع.
  • مومن راستین مومنی است که اگر یک کلمه از حقایق و معارف دینی و الهی در دل اوست آن یک کلمه را با تدبر و دقت نظر و با اندیشیدن، از زائل شدن نجات دهد.
  • قرآن کتاب رمز نیست. قرآن کتابی است که باید آن را خواند به قصد فهمیدن، و فهمیدن به قصد نیرومندتر شدن ایمان.
  • نشانه دیگر این است که پروردگار خود توکل می‌کنند. یعنی چه؟ آن کسی که دست روی دست می‌گذارد در مقابل تکلیف‌ها و مسئولیت‌ها به جای اینکه نیروی خود را مسئول بداند، معجزه خدا را مسئول فرض می‌کند باید بداند که قرآن این عمل را به صورت مشت محکمی بر دهان بنی اسرائیل رد کرده است.
  • این حرفی که در بین مردم رایج شده که آقا خدا خودش باید اصلاح کند از بنده خدا کاری بر نمی‌آید این غلط است! اگر برای از بین بردن و ریشه کردن فساد اراده آدمی به کار نمی‌آمد خدا انبیای الهی را بسیج نمی‌کرد! فساد بشری را بشر باید ریشه کن کند.
  • توکل یعنی در همه حال اتکا و امیدت به خدا باشد. با این تعبیر توکل از صورت یک چیز مخدر در می‌آید و به صورت یک چیز برانگیزاننده و عامل تحرک جلوه‌گری می‌کند
  • برای انسان با خدا در دیگری در بن‌بست‌ها باز می‌شود که باز شدن آن در، درهای شرافت‌کش را به روی او می‌بندند و آن در، توکل خداست. خدایی که من می‌شناسم بن‌بست‌ را هم می‌شکافد. بن‌بست از جنگ احد بالاتر….
  • دو بال نیرومند برای پرواز انسان در تلاش‌های زندگی یکی صبر است یکی توکل. هر امتی که این دو بال را داشته باشد از تیررس دشمنان خاکی به کلی دور خواهد شد.
  • چهارم، آنهایی که به پا می‌دارند نماز را. پیداست که به پا داشتن نماز غیر از نمازخواندن است و حقیقت برتر و بالاتری است. یعنی نماز را به صورت کامل و همه جانبه و تمام به جا آوردن. یعنی در جامعه به پا می‌دارد! جامعه را جامعه نمازخوان می‌کند.
  • بعضی ها دلشان خوش است که خودشان نماز میخوانند و به جای هفده رکعت پنجاه و یک رکعت میخوانند با مستحبات و اگر بگویند گروه گروه مردم دارند از دین برمی‌گردند غمشان نیست. آن عملی که نشانه ایمان است این نیست!
  • جامعه نمازخوان یعنی جامعه‌ای که دائما به یاد خدا و در راه خداست. جامعه نمازخوان جز خدا کسی را عبادت نمی‌کند و جز به خدا به هیچ کس دیگر اتکا و استعانت نمی جوید. جامعه نمازخوان یعنی جامعه ای که هر روز از سردمداران فساد یعنی مغضوب علیهم و از دنباله روان فساد یعنی از ضالین تبری می جوید! نماز اینهاست!
  • نشانه دیگر چیست؟ از روزی‌هایی که به آن‌ها دادیم انفاق می‌کنند که دیروز درباره آن صحبت کردیم.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه‌های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی تهمت یا افترا یا توهین باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام‌هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.